دايره ها
اكثر شب ها وقتي كه خوابيدي مي رم سر وقت سر رسيدت ، ديگه برام كاري نداره فهميدن نوشته ها و نقاشي هات . هر وقت دايره مي كشي معلومه كه دلت گرفته ، وقتي برهاي تو هم مي كشي يعني حالت خوبه وقتي مي نويسي يعني به آرزوهات نرسيدي. ديروز خيلي ناراحت بودي ، صفحه پر بود از دايره هاي تو هم كاغذ سياه شده بود ، نمي شد تاريخ رو ديد گاهي به سر رسيدت حسوديم ميشه كه از من محرم تره اين همه حرف رو ميدونه و من نمي دونم . اولين باري كه سررسيد رو كشف كردم پارسال بود . كلي ابر كشيده بودي و با خط هاي موازي ، بع فهميدم كه خط هاي موازي منم ، خط هاي موازي از ابرها شروع مي شد و به يه گل مي رسيد. بعد ها اين خط ها به نوشته ها ختم شدن ، به نوشته هاي نامفهوم . اما چيزي كه ديشب ديدم من رو خيلي ترسوند ، ديگه خبري از خط ها و گل ها و ابرها نبود ، يه خط بود كه از بالاي صفحه مي اومد تا پايين . بعد به دور يه ابر حلقه ميزد و ابر داشت خفه ميشد ... و دايره ها داشتند قهقه مي زدند
سکانس 1 – روز – داخلی
فروغ / لباس نیما را از دسته مبل بر میدارد / نیما ، نیما ، پاشو دیگه پسر ، تو مگه امروز کلاس نداری ؟/ از آشپزخانه صدای رادیو می اید / صبح زیبای بهاریتون بخیر خوبه که پنجره ها رو روی این بهار زیبا باز کنیم / فروغ در این لحظه در 2 لیوان شیر می ریزد / باز صدای رادیو : نمیدونم شایعه این روزا رو شنیدید یا نه چرا این روزا اینقدر شایعه مد شده ؟ / در این لحظه تایمر تستر صدا میدهد / نمای بسته از تستر / نیما از در آشپزخانه وارد میشود هنوز گیج خواب است
نیما : این زلزله هم نمیاد خیال ما رو راحت کنه !
سکانس 2 – روز – خارجی – اتوبان همت
دکتر یزدیان از غرب اتوبان در حال رانندگی است / موبایل دکتر زنگ می خورد دکتر کار کیت را روشن می کند. پشت خط مباشر دکتر صحبت میکند
مباشر : جناب دکتر سلام
دکتر : سلام امیدوارم این دفعه دیگه خوش خبر باشی
مباشر : قربان ! نه متاسفانه
دکتر : عجب روزیه امروز از یه طرف دادگاه خانواده ، از یه طرف زلزله ، از یه طرف خبرای بد تو زودتر بگو باید برم بیمارستان عمل دارم .
مباشر : آقای دکتر به خاطر شایعه زلزله قیمت سهام ها اومده پایین فعلا نمیشه کاریش کرد.
دکتر : باشه فعلا برام مهم نیست ، راستی اون دختری که قولش رو داده بودی چکار کردی؟ / دوربین از نمای بالا و کنار گذشتن ماشین بنز را از اتوبان نشان میدهد/
سکانس 3 – روز – داخلی – خارجی – کافی شاپ – خیابان گاندی
/ صدای آهنگ برایان آدامز Look in to my eyes – you will see what you mean to me نیما و شبنم پشت میز مینشینند /
شبنم : چی شد به مامانت گفتی؟
نیما : نه بابا نمیدونم چرا نمیشه
شبنم : نمیشه یا نمیخوای که بشه
نیما : منظورت چیه؟
شبنم : همین که گفتم
/ دیالوگ ها سریع و تصاویر برش های پشت سر هم . بعد از اخرین دیالوگ شبنم هر دو سکوت می کنند و تصویر از وسط هر دو از کنار میز حالت دوئل روبرو /
Search your heart – search your soul / and when you find me there you’ll search more!
/ از داخل پاساژ صدای گنگی می اید. کم کم صدا نزدیک می شود . زلزله ، زلزله . همه از این طرف به آن طرف می دوند نما های دوربین روی شانه و با لرزش فرار کردن افراد را نشان میدهد. صدای آژیر پلیس می اید : لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید این یه شایعه بود
روی صورت نیما و شبنم عرق سردی نشسته هر دو میترسند ولی بعد که به هم نگاه می کنند می خندند
شبنم : اینجوری میخوای شوهرم بشی؟ ترسو
نیما : اه خوب زلزلست دیگه شوخی که نیست . خوب حالا کجا بریم ؟ خونه ما خوبه؟
شبنم : /با مکث جواب میدهد / خوب بریم ./ نما از پشت ماشین 206
سکانس 4 – شب - داخلی
- فروغ در اطاق خواب نماز می خواند / تصویر در تصویر بعدی دیزالو می شود / نیما در اطاق خوابش راحت خوابیده است / تصویر نیما در تصویر شبنم دیزالو می شود / شبنم روی تختش دراز کشیده و گریه می کند / تصویر در تصویر بعدی دیزالو میشود / دکتر و دخترکی که مباشر قولش را داده بود در اطاقی با هم می خندند
ساعت 12 شب شد ولی زلزله نیامد/ تیتراژ
چند سکانس معتبر درباره زن
شاید زندگی
سکانس 1 – روز – داخلی – طبقه 4
دخترک مداد سیاه را برداشت و روی کاغذ سفید یک آدم کشید با صورت کج و کوله و چند تکه ابر ، ابرها آنقدر نزدیک بودند که سر آدم به ابرها می رسید . دخترک برای اینکه ابرها آسیب نبینند سر آدمک را نصفه کشید ( نقاشی باران توجهی، تصویر روی جلد کتاب استخوان خوک و دست جذامی )
سکانس 2 – روز – داخلی - طبقه 3
دخترک روی تخت دراز کشیده 20 تا 22 سال بیشتر ندارد در کنارش پسری خوابیده که با گونه هایش بازی می کند بعد از چند ثانیه همدیگر را در آغوش می گیرند و میبوسند/ تصویر در تصویر بعد دیزالو میشود/ حالا هر دو بدون لباس همدیگر را در آغوش دارند و دخترک آه می کشد /حرکات دوربین از بالا و پایین/ .
سکانس 3 – روز – داخلی – طبقه 2
زن در حال پاک کردن فلس های ماهی است و تند تند به پوست ماهی ضربه میزند و گریه می کند / نمایی از خشم و معصومیت در چهره ، چند نمای بسته یکی در میان از پوست کردن ماهی و گریستن زن و تاکید بر ضرباهنگ صدای چاقو / و به این فکر می کند که چرا همسرش بوی عطر پروانه ، زن همسایه را میدهد. با کارد دستش را میبرد و به روی زمین می افتد او مدتی است که یائسه شده.
سکانس 4 – روز – داخلی – خارجی – طبقه 1
زن تازه از سر کار برگشته امروز بعد از 30 سال بازنشسته شده بی حال است . احساس ترس در چهره اش دیده می شود ترس از این که وارد مرحله جدیدی از زندگی شده است. / دوربین با تراولینگ با زن به طرف پنجره حرکت می کند ، دوربین یک گام از زن عقب است . زن پرده را کنار میزند و بیرون را نگاه می کند . دوربین در آنطرف پیاده رو پیر زنی را نشان میدهد که با لاکر ( چیزی شبیه عصا ) حرکت میکند / تیتراژ
الیور استون یک احمق است !
چند وقته دارم یه داستان جدید می تویسم درباره اینکه حمله اسکندر مقدونی به ایران یک دروغ بزرگ تاریخیه . راستش جرقه اولیه نوشتن این داستان رو بعد از دیدن فیلم الکساندر ( الیور استون ۲۰۰۵ ) به ذهنم رسید و بعد هم با خوندن کتاب امپراتوری ایران بیشتر شد . راستش تو تاریخ ایران موضوع اسکندر یه موضوع خیلی جالب و سیاهه و توی بعضی از کتابهای تاریخی حمله اسکندر به ایران رو یه دروغ بزرگ تاریخی می دونن و اعتقاد دارن که کسی که داریوش سوم رو شکست داد و باعث انحلال سلسله هخامنشی شد کسی بود به اسم اسکندر مغانی نه اسکندر مقدونی و اسکندر مقدونی بعد از عبور از داردانل در نبرد رودخانه گرانیکوس به دست ایرانی ها کشته می شه . شما دوستای عزیزم هم خواهش دارم که اگه چیزی در این باره می دونن برام بفرستین
به جای top of ten
زیر تیغ
جنایت و مکافات
اگه غیر از پرستویی ، معتمد آریا ، پسیانی ، الهام حمیدی و ... بازیگران دیگه ای توی این سریال بازی می کردن کسی این کار رو نگاه نمی کرد ! کار فوق العاده ساده و آرام پیش می ره چیزی که اون رو زیبا کرده بازی های فوق العاده و درشت بازیگران خوبشه . خصوصا پرویز پرستویی که می شه گفت تنها سوپر استار سینمای ایرانه . محمدرضا هنرمند با ساختن این مجموعه نشون داد که علاوه بر ساختن کارهای طنز و فانتزی مثل مرد عوضی ، مومیایی 3 ، مجموعه های کاکتوس در ساختن کار جدی و به خصوص غمناک هم تخصص داره . همیشه کارهای هنرمند رو به خاطر نو بودن دوست داشتم و دارم به خصوص مجموعه های کاکتوس رو . اما چیزی که توی زیر تیغ خودنمایی می کنه و شاید باعث ضعف سریال هم بشه بازی های خوب فیلمه ! بازی هم باید مثل موسیقی فیلم حس نشه و یا مثل طراحی صحنه توی چشم نزنه ولی توی زیر تیغ این بازی ها بدجوری توی چشم می خوره . از نکته های خوب دیگه مجموعه موسیقی کاره که حسین علیزاده ساخته .
کتابفروشی هدهد
روی ماه کتاب را ببوس
مرضیه برومند همیشه با یک طرح جدید به تلویزیون می یاد و کارهاش در عین سادگی دلنشینه و مخاطب عام و خاص رو راضی می کنه از جمله اونها می شه به آرایشگاه زیبا ، کار آگاه شمسی و دستیارش مادام ، هتل و چند تا کار موفق دیگه اشاره کرد . کتابفروشی هدهد هم با که کار سفارشیه و باید در یک چهارچوب خاص باشه ولی در کل کار خوبی در اومده . از نکته های خوب سریال که موقع دیدنشون لذت بردم اشاره به کتابهایی بود که من از اونها کلی خاطره خوب دارم مثل روی ماه خداوند را ببوس و شما که غریبه نیستید .
توی گوش سالمم زمزمه کن !
وقتی می توانی نگاه کنی رعایت کن !
طرح خوب و جدید محمد رحمانیان باعث شد که این مجموعه باز هم موفقیت کار قبلی رحمانیان یعنی نیمکت رو داشته باشه . سه عرضه نویس که بهانه هستن برای آشنایی ما با مردمی که هر روز از کنار ما رد می شن و به ما تنه می زنن و توی گوش سالمم زمزمه کن از نوشته های خوبی برخوردار ه که حاصل همفکری رحمانیان با حمید امجد ه ( حمید امجد همون جون نویسند ست که توی گاهی به آسمان نگاه کن کمال تبریزی بازی می کرد ) . اما از اشکال های این مجموعه معلق بودن نوع کاره که معلوم نیست تله تاتر ه یا یه کار تلویزیونی چون توی تله تاتر از تراولینگ یا حرکات دوربین استفاده نمیشه .
فرش واژه
مهمانی منصور
درباره این کار قبلا گفتم ولی بازم می گم ! هر جمعه صبح بعد از اینکه ساعت 11 از خواب بیدار می شیم به مهمانی منصور می ریم . منصور ضابطیان به نوعی توی دوران طلایی زندگی ما با ما بوده ، دوران نوجوانی و شروع جوانی که هر هفته شنبه ها با خریدن هفته نامه 40 چراغ اول از همه سراغ نوشته های منصور می رفتیم . حالا دو سه سالی از اون سالها می گذره و منصور هر جمعه به خونه های ما میاد با یک واژه جدید . راستی کارهای منصور خیلی شبیه کارهای خانم برومند ه مگه نه ؟
سینما ماورإ
حرفهای یک ذهن زیبا
کسایی که شبکه چهار رو نگاه می کنن و عاشق فیلم دیدن هستن حتما با این برنامه آشنا هستن . سینما ماورإ با پخش فیلمهای خوب ( نسبتا خوب ) در بین افرادی که به فیلم ها یک نگاه عمیق تر دارن جای خاص باز کرده . اما برای من جالب تر از پخش فیلم ها گفتگوی بعد از فیلمه که آقای دکتر اکبر عالمی با مهمان های برنامه دارن . توی برنامه هفته قبل که فیلم کودک را دعا کنید رو پخش کرد با این که فیلم یه فیلم ساده از نظر مضمون بود و فیلم های بهتری از این دست وجود داره اما بخش گفتگوی آخر فیلم که نشانه شناسی این اثر بود بسیار جالب تر بود
ارغنون : خیلی دلم می خواست درباره باغ مظفر هم بنویسم اما این پست به اندازه کافی طولانی شده . تعریف برنامه عبور شیشه ای رو هم شنیدم ولی چون تا حالا ندیدم نمی تونم دربار ش بنویسم . دوست داشتم در باره جشنواره 25 و سودای سیمرغ هم بنویس اما گذاشتم برای یه وقت دیگه . اما حتما فیلم پاداش سکوت ساخته مازیار میری و اتوبوس شب ساخته کیومرث پور احمد کلی جایزه می گیرن و بهرام توکلی هم با فیلم پا برهنه در بهشت پدیده امسال جشنواره است . حالا خواهیم دید !
زمستون تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون
زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه
بهاره زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری که باشد لحظه چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون گلهای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی ببینی تلخه روزای جدایی
چه سخته چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون
ارغنون : این روزا از شبکه اول برنامه ای با عنوان : فرش واژه با اجرای خوب و قوی منصور ضابطیان پخش می شه که هر هفته درباره یک واژه صحبت می کنن اما نکته قابل توجه پخش ترانه زمستون با صدای زنده یاد افشین مقدم . که متن ترانه رو براتون نوشتم . افشین مقدم در سال ۱۳۲۴ متولد شد ولی در سال ۱۳۵۵ در اثر تصادف رانندگی در تونل کندوان فوت کرد . از این خواننده بیاد ماندنی تعداد محدودی ترانه و آهنگ بجا مونده که از جمله اونها می شه به زمستون . مسافر ( که بعد ها توسط مرتضی باز خوانی شد ) . به من نخند و .... اشاره کرد . زنده یاد افشین مقدم علاوه بر خوانندگی ترانه سرا هم بود و از ترانه های زیبای ایشان ترانه بغض است که در آلبوم نهان مکن عصار با ملودی جدید اجرا شده . دیدن برنامه زیبای منصور ضابطیان رو به همه دوست داران افشین مقدم و ضابطیان و ۴۰ چراغ خونها توصیه می کنم . این برنامه جمعه ها ساعت ۱۱ صبح از شبکه اول سیما پخش می شه
چند روز دیگه یه پست جدید می نویسم به اسم Top of ten فعلا منتظر باشید !