تبليغاتX
ارغنون - تهران ساعت 24

 

سکانس 1 – روز – داخلی

فروغ / لباس نیما را از دسته مبل بر میدارد / نیما ، نیما ، پاشو دیگه پسر ، تو مگه امروز کلاس نداری ؟/ از آشپزخانه صدای رادیو می اید / صبح زیبای بهاریتون بخیر خوبه که پنجره ها رو روی این بهار زیبا باز کنیم / فروغ در این لحظه در 2 لیوان شیر می ریزد / باز صدای رادیو : نمیدونم شایعه این روزا رو شنیدید یا نه چرا این روزا اینقدر شایعه مد شده ؟ / در این لحظه تایمر تستر صدا میدهد / نمای بسته از تستر / نیما از در آشپزخانه وارد میشود هنوز گیج خواب است

نیما : این زلزله هم نمیاد خیال ما رو راحت کنه !

 

سکانس 2 – روز – خارجی – اتوبان همت

دکتر یزدیان از غرب اتوبان در حال رانندگی است / موبایل دکتر زنگ می خورد دکتر کار کیت را روشن می کند. پشت خط مباشر دکتر صحبت میکند

مباشر : جناب دکتر سلام

دکتر : سلام امیدوارم این دفعه دیگه خوش خبر باشی

مباشر : قربان ! نه متاسفانه

دکتر : عجب روزیه امروز از یه طرف دادگاه خانواده ، از یه طرف زلزله ، از یه طرف خبرای بد تو زودتر بگو باید برم بیمارستان عمل دارم .

مباشر : آقای دکتر به خاطر شایعه زلزله قیمت سهام ها اومده پایین فعلا نمیشه کاریش کرد.

دکتر : باشه فعلا برام مهم نیست ، راستی اون دختری که قولش رو داده بودی چکار کردی؟ / دوربین از نمای بالا و کنار گذشتن ماشین بنز را از اتوبان نشان میدهد/

 

سکانس 3 – روز – داخلی – خارجی – کافی شاپ – خیابان گاندی

/ صدای آهنگ برایان آدامز Look in to my eyes – you will see what you mean to me نیما و شبنم پشت میز مینشینند /

شبنم : چی شد به مامانت گفتی؟

نیما : نه بابا نمیدونم چرا نمیشه

شبنم : نمیشه یا نمیخوای که بشه

نیما : منظورت چیه؟

شبنم : همین که گفتم

/ دیالوگ ها سریع و تصاویر برش های پشت سر هم . بعد از اخرین دیالوگ شبنم هر دو سکوت می کنند و تصویر از وسط هر دو از کنار میز حالت دوئل روبرو /

Search your heart – search your soul / and when you find me there you’ll search more!

/ از داخل پاساژ صدای گنگی می اید. کم کم صدا نزدیک می شود . زلزله ، زلزله . همه از این طرف به آن طرف می دوند نما های دوربین روی شانه و با لرزش فرار کردن افراد را نشان میدهد. صدای آژیر پلیس می اید : لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید این یه شایعه بود

روی صورت نیما و شبنم عرق سردی نشسته هر دو میترسند ولی بعد که به هم نگاه می کنند می خندند

شبنم : اینجوری میخوای شوهرم بشی؟ ترسو

نیما : اه خوب زلزلست دیگه شوخی که نیست . خوب حالا کجا بریم ؟ خونه ما خوبه؟

شبنم : /با مکث جواب میدهد / خوب بریم ./ نما از پشت ماشین 206

 

سکانس 4 – شب - داخلی

- فروغ در اطاق خواب نماز می خواند / تصویر در تصویر بعدی دیزالو می شود / نیما در اطاق خوابش راحت خوابیده است / تصویر نیما در تصویر شبنم دیزالو می شود / شبنم روی تختش دراز کشیده و گریه می کند / تصویر در تصویر بعدی دیزالو میشود / دکتر و دخترکی که مباشر قولش را داده بود در اطاقی با هم می خندند

ساعت 12 شب شد ولی زلزله نیامد/ تیتراژ

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 12:19 توسط آرمان |