خبر به دورترین نقطه جهان برسد

نخواست او به من خسته بی گمان برسد

شکنجه بیشتز از این که پیش چشم خودت

کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد

چه میکنی؟ اگر او که میخواستی یک عمر

به راحتی کسی از راه ناگهان برسد

رها کنی برود از دلت جدا باشد

به آن که دوست ترش داشته به آن برسد

رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند

حبر به دورترین نقطه جهان برسد

گلایه ای نکن بغض خویش را بخور

که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

خدا کند که ... نه نفرین نمیکنم .... نکند

به او که عاشق او بوده ام زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود

خدا کند که فقط زود آن زمان برسد 

+ نوشته شده در یکشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۰ساعت ۳:۱۶ ب.ظ توسط محمد جواد |