هیچی فرقی نمیکه دوست پسرت پیکان داشته باشه یا بوگاتی پسر باید
.
.
.
. نه خداییش فرق میکنه
+
نوشته شده در یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۱ساعت ۹:۵۰ ق.ظ توسط محمد جواد
|
امروز صبح یه دختره با ماشین مدل بالا جلو پام ترمز زد
در رو باز کرد گفت بپر بالا
همونجا فهمیدم اون یه امتحان الهیه
هیچه دیگه سوار نشدم...
+
نوشته شده در یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۱ساعت ۹:۱۱ ق.ظ توسط محمد جواد
|
کفن جیب ندارد خاک بر سرت
این جمله رو پشت یکی از کامیون ها دیدم خیلی روش فکر کردم کفن جیب نداره
+
نوشته شده در شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۵۵ ب.ظ توسط محمد جواد
|
سلام بعد چند هفته اومدم سراغ نوشتن از چی بنویسم هووووووووم اها
الان دوهفتست ک دارک نقاشی کار میکنم البته خودم تنهایی کلاسی چیزی هم نمیرم میترسم به استعدادم پی ببرن بدزدنم والله
و اینکه نه ویولون نه گیتار نه سه تار ونه تار در حال حاضر سنتور کار میکنم خیلی صدای با احساسی داره
یکم گوش کنین عاشقش میشین جدی میگم
قطعه ی سنگ صبور(سنتور)رو از سایت آپارات دانلود کنین عاشقش میشین
فعلا بای
+
نوشته شده در شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۵۲ ب.ظ توسط محمد جواد
|
نمیدونم چرا این روزا حس نوشتن نیست
شماهم اینطورید?
بابای کامی دلمون واستون تنگ شده یه سری بزنین
+
نوشته شده در شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۱ساعت ۴:۵ ب.ظ توسط محمد جواد
|
خدایا ...................عاشقتم
+
نوشته شده در جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۱۹ ب.ظ توسط محمد جواد
|
ماها نيازي به كتابهاي «تعبير خواب» نداريم
يا ترسهايمان را خواب ميبينيم
يا نداشتههايمان را . . . !

+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ساعت ۶:۴۵ ب.ظ توسط محمد جواد
|
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم.
برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟
خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی ؟
پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد!
اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک میکرد گفت: "بارانِ احمق"
این است معنی مادر ♥

+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ساعت ۶:۴۳ ب.ظ توسط محمد جواد
|
تابلو، نقاش را ثروتمند کرد
شعر شاعر به چند زبان ترجمه شد
کارگردان جايزه ها را درو کرد
و هنوز
سر همان چهار راه
واکس مي زند
کودکي که هميشه بهترين "سوژه" است...!!!

+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ساعت ۶:۴۰ ب.ظ توسط محمد جواد
|
از من گذشت زندگی من هم از زندگی گذشتم..خیلی وقته...راه منو زندگی از هم جدا شده....هر کدوم به سمتی میریم اما راه ما یکی نیست......
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ساعت ۴:۴۲ ب.ظ توسط محمد جواد
|
درخت گاهی دلتنگ " تبر"میشود؛ وقتی پرندگان سیم برق رابه او ترجیح میدهند!
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ساعت ۴:۴۰ ب.ظ توسط محمد جواد
|
چیزی نمیخواهم جز
یک اتاق تاریک
یک موسیقی بی کلام
یک فنجان قهوه به تلخی زهر
و خوابی به آرامی یک مرگ همیشگی ....
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ساعت ۴:۳۵ ب.ظ توسط محمد جواد
|
برای تو…
نمیدانم چطور میگذرد…!
اما برای من…
انگار…
خنجر بر گلویم گذاشته اند…
اما نمیبرند…
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ساعت ۴:۳۴ ب.ظ توسط محمد جواد
|
بهترین دوستم آینه است ،
چون وقتی گریه میکنم او نمی خندد ....
"چارلی چاپلین"
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ساعت ۴:۳۳ ب.ظ توسط محمد جواد
|
احساس من قیمتی داشت,که تو برای پرداخت آن فقیر بودی!
از سرم که بیفتی ، دست و پای غرورت خواهد شکست ! آن روز درد شکستن را خواهی فهمید ... روزی که از چشمت افتادم را به یاد آر.... *
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ساعت ۴:۲۸ ب.ظ توسط محمد جواد
|
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۳۴ ب.ظ توسط محمد جواد
|
کــاش !
تــوی ایــن جــاده ,
یه تابلــو نصــب میکــردن ,
واســه دلخــوشــیم…!!
“” تــــــــو “”
دو کیــــلومــــتر ...................!
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۳۲ ب.ظ توسط محمد جواد
|
دلم را می پیچم لای پتو
شاید سرما نخورد
از بس که
رفتار این روز هایت سرد است.....
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۳۱ ب.ظ توسط محمد جواد
|
رفتار عاشقانه ی "زن" را بایــد از دلتنگیش فهمید...
از شـــوق و بی تابیـش برای دیدار
ازحس کودکانه اش برای آغــــــــوش
از خجالتش برای بوسـه گرفتن
"زن" بـی دلیل بهانه نمی گیرد
شاید بهانه ی نداشتن "دستانِ گرمـی" را دارد
که دستانش را بگیرد.!!!
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۳۰ ب.ظ توسط محمد جواد
|
مـــى خــواهــى بــروى (؟)
بــهــانه مــى خــواهـى (؟)
بـگـذار مــن بـهـانـه را دســتــت دهــم ...
بـرو و هــركــس پرسـید بـگو لـجـوج بــود ...
همیــشه سرسخــتانه عاشـــق بــود ...
بــگو فریــاد مى كــرد ...
هـمه جا فریــاد مى كــرد فــقط مــرا مى خواهــد !
بــگو دروغ مى گفــت !
مى گــفت هــرگز ناراحــتم نكــردى ...
بــگو درگــیر بــود ,
همیــشه درگــیر افســون نگــاهــم بــود !
بــگو او نــخواســت ,
نخواســت كــسى جز من در دلش خانه كــند ...
بــرو ؛ با خــیال راحت اینــهمه بــهانه برایــت آوردم...
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۲۹ ب.ظ توسط محمد جواد
|
روزیــــــــــــــــ خودمــــــــــــــ را ......
به کوچـــــــه باغـــــــــ یادتـــــــــــــــــــــــ میآورمـــــــــــــــ
آنجـــــــا که از منــــــــــــــ ساده گذشتیــــــــــــــــ !!!!!
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۲۸ ب.ظ توسط محمد جواد
|
چــه سکوتــــــی دنیــــا را فـــــــرا می گـــــرفــــت
اگـــــر هـــــر کســــــی
به انـــدازه دانــــش خــــــود صحبت میکــــــــرد...!
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۲۶ ب.ظ توسط محمد جواد
|
زنــدگــــــی به مـــن آمـــوخت:
همیشـــــه آمـــــاده دفـــــاع
از حملـــــه احتمالـــیِ کســــی باشـــــم،
که بهش محبت فـــــــــراوان کـــــردم...
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۲۶ ب.ظ توسط محمد جواد
|
ای کاش میفهمیدی
وقتی یه مرد برات گریه میکنه
یعنی از همه چیزش برات گذشته ................!
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۲۴ ب.ظ توسط محمد جواد
|
یـــــاد اون شـــــب هایـــــی بخیـــــر
کـــــه تا صبـــــح اس ام اس بازی میکردیـــــم !
و آخـــــرش مینوشتـــــی:
کـــــاش الان پیشـــــت بـــــودم
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۷:۱۱ ب.ظ توسط محمد جواد
|
یــاد گِـرِفــتَـم انــسانــِ مُــدِرنــی باشــَــم!!
وَ هَـر بــار کِــ دِلــتَـنگــ میــشَوَمــ بِــ جایــِ بُغــضـُ اَشکــ
تَــنها بِـــ ایــنـ جُـملــهـ اِکــتِفا کُنَــم
" هَـوایــِ بَــد ایــنـ روزهـا آدَمـ را اَفــسُردهـ میکُــنَد "
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۷:۱۰ ب.ظ توسط محمد جواد
|
عـشق هیچگاه نمی میرد !
تنهـا از لبخند بـه اشک ،
از اشک به خاطره ،
و از خاطره بـه لبخند تـغـیـیـر ماهیت میدهد!!!
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۷:۹ ب.ظ توسط محمد جواد
|
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۷:۸ ب.ظ توسط محمد جواد
|
دوست نَدارَم اَزت خداحـ ـافٍظـــــے کٌنَـــم لَعنَتـــے
بفــــــــَهم دیگه
چـ ـرا حَتماََ بـایَد اَز زَبـونه خودَم بٍشَنوی
کـــــے میخوای قَبـول کنـــے که
بـا بَقیه ی دختَرای اَطـرافٍت فَرق دارَم ؟
لَعنَتـــ ـ ـــــــــے
فَــــــــرق دارَم. . .
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۷:۷ ب.ظ توسط محمد جواد
|
خیلــــی وقــــتا بهــم میگن چرا میخنــــدی بگو ، ما هــــم بخنـــدیم اما هرگــــز نگفتــن چرا غصــــه میخوری بگـــو ما هــم بخــوریم.................................!

+
نوشته شده در شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۱ساعت ۷:۴۴ ب.ظ توسط محمد جواد
|
گاهـے ڪـلام در وصـفــ واقعيـتــِ مـا ڪـم مـےآورد ناچـ ــارايـن
ســہ نقـطــہ ...و ديگـ ـر هيــچ !
+
نوشته شده در یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۱ساعت ۹:۴۷ ق.ظ توسط محمد جواد
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۱ساعت ۷:۴۶ ب.ظ توسط محمد جواد
|
+
نوشته شده در یکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۱ساعت ۹:۰ ب.ظ توسط محمد جواد
|
آخه نیمسال دومم گفتن بیست و سه بهمن بیا بهش گفتم یه دفعه میگفتی برو سال بعد ببا هه
+
نوشته شده در چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۲:۵۸ ب.ظ توسط محمد جواد
|
+
نوشته شده در دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۰ ب.ظ توسط محمد جواد
|