از وقتی که رفتم دندون پزشکی و دکتر گفت سه تا از دندون هات خرابه  دندون درد گرفتم...

میشه بر درد غلبه کرد؟

یه بار مارتین(اسم یک شخصیت) دندون درد داشت اتو رو زد به برق و صبر کرد ، بعد اونو گذاشت روی

 شونش و دندون دردشو فراموش کرد.

+ نوشته شده در جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ساعت ۹:۲۶ ب.ظ توسط محمد جواد |

یکی از معضلاتـ  اینترنتـ پر سرعتـ که تا بحال هیچکی به اون پی نبرده این هستـ که : بعد از یکـ ساعتـ نوشتن یکـ صفحه متن،با کلی فکر کردن دستتـ روی کلیکـ موس ، دقیقا ،سهوا ، قصدا یا هرچی جایی رو کلیک کنه که فرصتــ نکنی برگردی.... و کل متن پاکـ !!!

توی اینترنت dial up (منقرش شده)  که از این مشکل ها نداشتیم...

این یکی از دلایلی بود که یاعث میشه از انقضای dial up  مثل انقضای دایناسور های معصوم خوشحال نشیم ...

+ نوشته شده در شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ساعت ۱۰:۴۷ ب.ظ توسط محمد جواد |

یکی تعریف میکرد:
.
.
.
.
.
یه روز حوصله م سر رفته بود. به یه شماره نا شناس اس دادم گفتم:
من جسدو میارم همونجا پولو میگیرم!
هیچی دیگه طرف جواب داد:
قرارمون عوض شد؛دفنش کن.
فقط دستشو قطع کن بیار برام تا مطمئن بشم کشتیش!
ترسیدم گوشیم رو خاموش کردم!
مردم روانی شدن

+ نوشته شده در شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲ساعت ۷:۱۳ ب.ظ توسط محمد جواد |

ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ،ﺑﻊ!
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻗﺼﺎﺏﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺳﭙﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺷﺪ.
ﺣﺎﺝ ﺭﺣﯿﻢ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ. ﺁﻥ ﺷﺐ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺞ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩﻡ؛ ﻫﻤﻪﺍﺵ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﺎﻗﻮ ﻣﯽﺩﯾﺪﻡ.
ﺻﺒﺢ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﺩ؛ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﺷﮏ ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻪ
ﺳﻤﺖ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻊ ﺑﻊﮐﺮﺩﻡ.

ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥﭼﺎﻗﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﺿﺎ، ﭘﺴﺮﺵ، ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺎﯾﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺢ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﻗﻀﺎ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ.

ﺣﺎﻝ ﻫﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﮔﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻦ ﺁﺳﻮﺩﻩﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺣﺎﻻﻫﺎ ﻣﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ.

ﺍﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺍﺯ ﻗﺼﺎﺏ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ. ﻫﻮﺍﯼ ﻣﺮﺍ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﻢ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﺩ.
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﻭﺭﺩ.

ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﺐﻫﺎﯼ ﺭﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﺍﺭﺯﯼ ﺑﺮﺍﯼﻣﻤﻠﮑﺖ!

ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻓﮑﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﮑﻨﻢ.
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺷﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ. ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺶ ﺷﺒﯿﻪ ﺁﻫﻮ ﺍﺳﺖ. ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺯﺵ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ.

ﻣﺎﺩﺭ! ﺩﯾﮕﺮ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﻋﺮﺿﯽ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺳﻼﻣﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻧﻢ
ﺑﺮﺳﺎﻥ؛ ﺑﻪ ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﻫﻢ ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﺎﻥ.

+ نوشته شده در جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۲ساعت ۵:۴۲ ب.ظ توسط محمد جواد |

عکسهای خنده دار فقط از ایران (44 عکس)


برچسب‌ها: عكس
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۲ دی ۱۳۹۱ساعت ۸:۳۰ ب.ظ توسط محمد جواد |

اگه یه موقعی تو یه موقعیتی گیر کردین که یکی می خواست بکشتتون زودی بگین :
بکش ! بکش راحتم کن معطل چی هسسی؟ د یالا لعنتی !
تو همه فیلما امتحان خودشو پس داده..
البته در مورد سیلی پدر کاملا بی نتیجه بوده............!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۱ساعت ۹:۳۸ ب.ظ توسط محمد جواد |

احساسم بهم میگه الان که مهمونی خدا تموم شده ، فرشته ها جمع شدن که ظرفا رو بشورن

+ نوشته شده در دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۳:۱۹ ب.ظ توسط محمد جواد |

همین الان خبر دادن که :

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز ،ماه رمضان تا پایان شهریور ماه تمدید شد .

+ نوشته شده در شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۱:۲۱ ب.ظ توسط محمد جواد |

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۱:۵۲ ب.ظ توسط محمد جواد |

طرف با اسم مهسا جووون اومده تو یه پیج ، میگه : من مشکل کامپیوتری دارم میشه کمکم کنید؟

سی چهل نفر راهنماییش کردن کلی هم لایک گرفت!!!

مشکلش که حل شد گفت : بچه ها دمتون گرم ...   اسمِ من عباسه ، مرسی که مشکلمو حل کردین...

اول با اسم خودم اومدم ، هیشکی جوابمو نداد...

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۱:۴۰ ب.ظ توسط محمد جواد |

به زودی در تلویزیون شاهد یک سری استاد محترم دانشگاه خواهیم بود که سعی می کنن به

شما بفهممونن که اگه تو گرما 16 ساعت اب نخورین برا بدنتون خوب هم هست!!!! :|

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۱:۳۹ ب.ظ توسط محمد جواد |

ببین من همه حرفامو زدم ... حالا دیگه تصمیم با خودته ... میمونی یا میری ؟؟!


لینک: یه پسر باحال
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۵:۲۰ ب.ظ توسط محمد جواد |

رابطه ها در دو حالت قشنگ میشن:
اول : پیدا کردن شباهت ها

دوم : احترام گذاشتن به تفاوت ها

لینک:http://sampadrashtstudent.blogfa.com/

+ نوشته شده در جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۷:۳۲ ب.ظ توسط محمد جواد |

خرج عروسی رو که ما پسرا میدیم اونوقت میگن عروسی !
خونه ام که ما پسرا میگیریم میشه خونه ی عروس !
از اون بدتر جونت درمیره کار میکنی یه ماشین میخری اونم میشه ماشین عروس !
دیگه بدتر ۴روز دیگه بچه خواهرت به مامانش میگه مامان مامان بریم خونه زن دایی اینا !
اون وقت دخترا میگن حقشون ضایع شده …

حروم شدیم ما بخدا...

+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۱۲:۶ ب.ظ توسط محمد جواد |

با ننجونم رفتیم خرید 

از در مغازه عباس آقا رد شدیم...

ننجونم گفت ننه عجب حضور پر شکوهی! انتخاباته؟

گفتم نه ننه، صف مرغه!

لینک:رکورد شکنی!

منبع:پسرترشیده

+ نوشته شده در یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۸:۲۲ ب.ظ توسط محمد جواد |

 به عشق در يك نگاه اعتقاد ندارم،اما به اينكه يك نفر در يك لحظه از چشمت بيافتد شديدا معتقدم.....

+ نوشته شده در یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۵ ق.ظ توسط محمد جواد |

خدایا:  دمت گرم که بعد از گرونی دلار و تحریم، هنوز با ۵٠ تومان صدقه ٧۰ نوع بلا رو رفع میکنی.

خوشحالم که تحریم بر تواثرنذاشته! 

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۱ساعت ۴:۴۷ ب.ظ توسط محمد جواد |


سال 88 رئیس پلیس:

آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات جاده ای نسبت به سال قبل 23 درصد کاهش یافت

سال 89 رئیس پلیس:

آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات جاده ای نسبت به سال قبل 16 درصد کاهش یافت.

سال 90 رئیس پلیس:

آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات جاده ای نسبت به سال قبل 22 درصد کاهش یافت.

سال 91 رئیس پلیس:

خوشبختانه نه تنها آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات جاده ای به صفر رسید بلکه به حول قوه الهی در جاده های کشور نمونه هایی از تولد نوزادان به شیوه سزارین را شاهد بودیم...

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۱ساعت ۳:۳۱ ب.ظ توسط محمد جواد |

همـیشـه دَنـده ماشیـن خــــوب جـا مــــی خــــوره
اِلـا موقعــــی کـه بابات کِنــــارتِ :|

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۳۶ ق.ظ توسط محمد جواد |

صد لیتر بنزین در کارت

48500 تومن یارانه در بانک

من و این همه خوشبختی

محاله،محاله،محاله!!!

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۱ساعت ۵:۵۱ ب.ظ توسط محمد جواد |

گوگل: من صاحب همه چیم

ویکی پدیا: من همه چیو می‌دونم

فیسبوک: من همرو میشناسم

اینترنت: من نباشم شما ها هیچین

برق: زر اضافی نزنید !
+ نوشته شده در شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۱ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ توسط محمد جواد |

داداشم خیلی مرده. سر ناهار دستم خورد به بطری نوشابه همش ریخت تو غذاش.


هر کی بود یه چک میخوابوند زیر گوشم. ولی داداشم نزد.

بشقابشو باهام عوض کرد:|


برچسب‌ها: داداشه داریم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۱ساعت ۷:۲۷ ب.ظ توسط محمد جواد |