سلام بازم منتظربودم خونه خالی شه من بیام پای نت آخه تنهایی راحت ترم نه این که نمیذارن بیام پای نت کلا خودم اینجوریم دوست دارم تنها باشم تنهایی بنویسم الان مامان بابام رفتن سر مزار اصرار کردن منم برم ولی خوب من نرفتم آخه همیشه تنهایی میرم مزار دوست دارم تنها باشم الانم داداشم میگفت بیا باهم بریم ولی من گفتم تو برو منم خودم میرم آخه خانواده ی ما تو این موضوع خیلی حساس اند هرطور شده باید برن عین همون فیلم دیشب(پنج کیاومتر تا بهشت)که میگفت دست اونا ز این دنیا کوتاهه ما باید واسشون ثواب بفرستیم این جمله خیلی روی من اثر گذاشت منم بیشتر بخاطر همین میرم واسشون ثواب بفرستم دوسشون داشتم خیلی زیاد ولی از پیشمون رفتن خیلی هم زود دیگه نمیتونم چیزی بگم یعنی دیگه حال ندارم آخه روزه ام الانم خیلی خیلی تشنه ام دوست داشتم گرسنه میشدم ولی تشنه نمیشدم خوب اینم یکی از دلنوشته هام بود الانم دارم آهنگ حمیدرضا نوربخش که عاشقشم رو گوش میدم
الانا دیگه باید بیان فعلا دوستون دارم