امروز 10ذقیقه مونده بود تا اذان مامانم از خواب بیدارم کرد آخه این دفعه اونم خواب مونده بود(نوبره والله)منم که اونقدر باعجله غذامو خوردم نفهمیدم چی بود خوردم
اخه 5 دقیقه هم وقت اضافه آوردم اون موقع ها که زود بیدار میشدم اینقدر وقت اضافه نمی آوردم دیگه تا بحال چنین سحری ای نخورده بودم خب فکر نکنم اینو بتونم به جای دلنوشته بذارم آخه دلنوشته نشد سحری نوشت شد![]()
![]()
![]()
![]()