امروز که بعد سحری خوابیدم دلهره داشتم نکنه واسه آزمون نتونم بیدار شم ولی موبایلمو صد بار گذاشته بودم روی زنگ واسه محکم کاری  آزمونو دادم جوابشم گرفتم بد نبود دست یه نفر به اضافه ی خودم که الان تو مسافرته درد نکنه خیلی کمکم کرد دلم واسش تنگ شده

میگم عصری رفته بودم کانون واسه کارنامه اونجا میگقتم روزه ام و درس میخونم یه جوری نگاه کردن خیلی ترسیدم انگاری نباید با روزه درس خوند ولی من میگیرم اگه بکشنم بازم میگرم دوسش دارم روزه رو میگم فکر بد نکنین روزه رو میگم 

خداخدا میکردم تا افطاری زنده بمونم که خدا رو شکر موندم    ولی اینو فهمیدم ما ایرانی ها دقیقه ی نودی هستیم میگین چرا؟؟؟

+ نوشته شده در جمعه ۲۱ مرداد ۱۳۹۰ساعت ۱۰:۲۰ ب.ظ توسط محمد جواد |