با یادی از مرحوم دکتر قیصر امین پور

انکار

از تمام راز و رمز های عشق

جز همین سه حرف

جز همین سه حرف ساده میان تهی

چیز دیگری سرم نمی شود

من سرم نمی شود

ولی...

  راستی

  دلم

       که می شود!

فردا

دیروز

ما زندگی را

به بازی گرفتیم

امروز،او

مارا...

فردا؟

رباعی

اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟

هر دم به هواي دل ما مي آيي

باز آي و قدم به روي چشمم بگذار

چون اشک به چشمم آشنا مي آيي!

با این همه....

اما

با اين همه

تقصير من نبود

که با اين همه...

با اين همه اميد قبولي

در امتحان سادهْ تو رد شدم

اصلاً نه تو ، نه من!

تقصير هيچ کس نيست

از خوبي تو بود 

که من

بد شدم!

روحش شاد

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ساعت ۶:۴۵ ب.ظ توسط محمد جواد |