دلتنگیهای آدمی را

باد ترانه‌ ای می‌ خواند

رویاهایش را

آسمان پرستاره نادیده میگیرد

و هر دانه برفی

به اشكی نریخته میماند

سكوت سرشار از سخنان ناگفته است

از حركات ناكرده

اعتراف به عشقهای نهان

و شگفتی‌ های بر زبان نیامده

در این سكوت

حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو

و من

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم

که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند

گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود

برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد

و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است

سخن بگوییم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در وجود هر کس رازی بزرگ نهان است

داستانی ، راهی ، بی راهه ای

طرح افکندن این راز

راز من و راز تو ، راز زندگی ...

پاداش بزرگ ، تلاشی پر حاصل است

                                             ( ترجمه های احمد شاملو )

+ نوشته شده در جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۸۹ساعت ۵:۴۷ ب.ظ توسط محمد جواد |