دیشب با تمام خجالتی که از خدا میکشدم رفتم مسجد آخه یه جورایی خدا رو فراموش کرده بودم من همون محمد جوادی بودم که هیچ موقع ...اصلا بی خیال دیشب رفتم مسجد فضاش برام غریب میومد نمیدونم چند وقت بود نرفته بودم دوستایی که تو مسجد قبلا میشناختم بهم با طعنه میگفتن چه عجب محمد خان راه گم کردی منم که خداروشکربااین زبونی که دارم تو جواب دادن کم نمیارم
یکی از دلیلاش این بود ک کنکور داشتم
مخاطب خاص:
+بابای کامی چند روزه نیستی نکنه فراموشمون کردی
+
نوشته شده در جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۳۹ ب.ظ توسط محمد جواد
|