اگه میخواستم میتونستم پارتی هم جور کنم ولی من از همون اول با پارتی بازی مخالف بودم
بابای کامی میدونستی دلم برات تنگ شده بود جدی میگم قبلنا بیشتر دردو دل میکردیمم ولی الان یکم کمرنگتر شده نمیدونم چرا خودت میدونی من همیشه سعی میکنم روحیمو شاد نگه دارم ولی نمیدونم چرا همش به سمت افسردگی سوق پیدا میکنه آهنگای گوشیمو عوض کردم یکم بهتر شدم ولی با, برگشتم سر پله ی قبل نمیدونم با شروع دانشگاه خوب میشم یا بدتر
الان دوسالی هست که من با خانواده مسافرت نمیرم نمیدونم چرا بیشتر به بهانه ی درس بود و بی حوصلگی عوامل بییرونی همین دوروز پیش همه رفتن اصفهان ولی من نرفتم بیخیذل زیاد مهم نیست
دلممیخواد یه مسافرت خوب داشته باشم تنهایی مثلا برم مشهد خیلی وقته نرفتم
دیگه حرفی ندارم
دوستون دارم
یاعلی