نمیدونم چرا بعضی اوقات دوست دارم هرکاری که دوست دارم رو انجام بدم یعتی هرکاری که بهش علاقه دارم هر کاری که با عشق انجامش میدم ولی بعضی وقتا انقدر بی حسم که ترجیح میدم فقط این و اون رو تماشا کنم اون موقع ها بیشتر یاد دوران کودکی خودم میوفتم تصویرهایی که همشون رو تو ذهنم دارم تصویر کلاسی که تو دوران کودکستان بار اول بود که از خانواده جدا افتاده بودیم و همه بغض چهرشون رو گرفته بودیا اون روزی که بخاطر شیطونیایی که کرده بودم خانم بداخلاق نذاشت برم سالن غذاخوری غذابخورم چه دوران خوبی بود دوران کودکستان هرچند که به سختی یادم مباد یادش بخیر اول ابتدایی که بودم اولین املایی که ازمون امتحان گرفتن من صفر گرفتم بعد اینکه زنگ کلاسس خوردبا گریه اومدم خونه ...هه تا سال دوم املای من بشدت ضعیف بودم سال دوم همه ی املاهام زیر ده بود که یه روز داداشم دفترم رو دید و به بابام نشون داد خودتون بقیش رو حدس بزنین
نمیدونم چرا دلم خواست که از بچگیام حرف بزنم
شاید بخاطر اینکه امروز رفتم سر آلبوم
چه دوران خوبی بود دوران بچگی
+
نوشته شده در جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۳۵ ب.ظ توسط محمد جواد
|