در حال وبگردی در بلاگفا بودم که متوجه شدم البته بعد سالها که از هر ده وبلاگ شاید پنج شاید هم بیشتر ،عاشقانه است؛ مثله اینکه همه عاشقنن یا شاید هم تظاهر میکنند بیشتر وبلاگ ها بک گراند مشکی دارند درست مثله خودم که در وبلاگ نویسی آماتور بودم درسته آدم احساس آرامش میکرد ،ولی من خسته شدم از مشکی بودن چون بطور مستقیم تو روحیم تاثیر داشت و البته تاثیر بد طوری که باعث افسردگی و منزوی شدن آدم میشد ، نویسنده ی بیشتر این وبلاگ های عاشقانه هم دختره بخاطر روحیه ی لطیف البته شاید ، و شایدم هم نه و با یک مخاطب خاص که هیچ وقت مغر نمیایند کیست به هر حال بگذریم ما زندگی خودمان را میکنیم و با تنهایی خودمان میسازیم به قول دکتر علی شریعتی :اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست آره واقعا خدا هست هست ولی ما نمیبینیمش بعضی ها حرف از تنهایی میزنند خب حق دارند چون خدا را ندارند باز هم بگذریم.
دلیل اینکه دیگر زیاد نمینویسم مشغله هاییست که پاچه گیرمان شده و به هرحال سعی میکنم بنویسم چون خودم به نوشتن اعتقاد خاصی دارم هرچند که نویسنده نیستم ، امروز رفته بودم سپاه خدمت سرهنگ محمودی اولین بار بود که با یک درجه دار هم صحبت میشدم رفتارش خوب بود البته مقصود تشکر بخاطر اردوی زیارتی که رفته بودیم ، بود که خوش گذشت دومین سفرم به مشهد والبته بدون هیچ خاطره ای از سفری قبلی به دلیل کم بودن بیش از حد سن ، وقتی کنار ضریح امام رضا ع کسانی را میدیدم که بخاطر شفای فرزندانشان یا خودشان آمده اند خودم را به قدری حقیر میدیدم که با خودم میگفتم که من اگه خدارو شکر نکنم دیگه ... این سفر تاثیر داشت خیلی هم تاثیر داشت بگذریم.
تعطیلات نوروزیمان هم دارد روال عادی خودش را طی میکند گاهگداری هم اتفاقاتی می افتد باور میکنید هیچ مطلبی به ذهنم خطور نمیکند که آن را به قلم نگارش در آورم :) فقط چند روزیست که میخواهم هم سنتور کار کنم هم نقاشی ،انگار تو این چند روز تعطیلی مغز ما هم کلا تعطیل شده است. راستی تازگی ها به ساز دهنی هم علاقه مند شده ام که خدا عاقبتمان را بخیر کند با این استعدادهایمان که بعد از سال ها همگی باهم شروع به شکفتن میکنند . جدا همین برایم سوال هست برادرم همیشه میگویید چند ماه تعطیلی قبل شروع دانشکاه باعث این شکفتن است، بیخیال من خودم هم باور دارم.