چند روزیست که در خلوت خودم به مرگ خودم فکر میکنم به این بعد از مرگ من چه کسانی برایم گریه میکنن چه کسانی میخندند شاید این مرگ فردا باشد ،ده سال دیگر یا ...خدا میداند .این سوال همیشه تو ذهنم هست که چرا خیلی ها بعد از مرگ مهم میشوند بعد از مرگ از خوبی هایش تعریف میکنند در حالی که وقتی همون شخص در قید حیات هست اصلا توجهی بهش ندارند. دوست دارم یک انسان همیشه مورد توجه و عزیز واقع شود نه بعد از مرگ بیخیال ،به چیزهای زیادی پیرامون مرگ فکر میکنم مثلا همینکه به فکرم خطور میکند که روزی به زیر خاک خواهم رفت تمام بدنم میلرزد تمام دنیا و مادیات در برابرم هیچ میشود ولی...ولی چه فایده دارد در حالیکه همین فکرها،لرزیدن ها ،ترسیدن ها لحظه ایست .یک بار به مرگ فکر کن .
نمیدانم چرا بی جهت بدون علت خاصی در مورد مرگ نوشتم شاید لازم بود