سه سال پیش بود،نه چهار سال پیش سال اول دبیرستان بودیم تازه شوروشوق مدرسه را داشتیم و هفته ی اول بیشتر برای آشنایی با معلمین مدرسه بود بین اینهمه معلمی که آمدند و رفتند یک معلم داشتیم به اسم آقای صیفی ( انگار یه خواب بود) یادش بخیر به ما میگفت قبل خواب وضو بگیرید و دو آیه از قرآن هم گفت که الان یادم نیست ما که در خوابگاه بودیم به خاطر جمعی بودنمان مجبور بودیم که انجام دهیم که بعد ها عادت شد و بدون آنکارها خوابمان نمیبرد واقعا خوب بود بعدها فهمیدم که چقدر حس خوب و سالمی داشتیم و عین الانمان نبود کهه وضو که هیچ حتی آن دو آیه هم بیخیال شدیم و بیشتر شب ها هنذفری به گوش.
+
نوشته شده در دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ساعت ۱۱:۵۷ ب.ظ توسط محمد جواد
|