ایام امتحانات به پاس کردن پشت سر هم امتحانات میگذرد بدون اینکه  چیزی بعد امتحان یادمان بماند یا شاید از آن درس که اکثر اوقات به تمسخر میگیریمش چیزی یاد بگیرم ،شاید راهی را در زندگی برایمان باز کند به قول دوست خوبم مهدی که میگفت پنج دقیقه بعد از امتحان مغز فرمت میشود !و ما باز هم به خوابگاه بر میگردیم و روز از نو ،روزی از نو بدون اینکه چیزی از درس بفهمیم حفظ میکنیم تا روی برگه خالی اش کنیم . خود من بعد از دبیرستان دیگر دستم به درس نمیرود این امتحانات هم که کنار بچه ها هستم بخاطر اینکه بیشتر همرنگشان شوم میخوانم.

اسم امتحان که می آید بیشتر یا واژه ی تقلب که این هم برای من نوستالژی  جالبی دارد البته در دوره های مختلف که بیشتر در دانشگاه با اینکه چون من یک معلم خواهم بود در طول عمرم با آن مواجهم .

بچه های دانشگاه حرف جالبی در مورد تقلب با اسناد و مدارک معتبر میزدند و آن این بود که پیامبر اکردم (ص) فرمودند زکات علم 'گسترش'آن است  که تناقض عجیبی با واژه ی تقلب دارد.کمی فکر کردم،فکر کردم  جالب بود مغز های متفکر دانشگاه هه...چه میشه کرد!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲ساعت ۱:۲۱ ق.ظ توسط محمد جواد |