بسم الله الرحمن الرحیم

درست از وقتی که از کنسرت آقای سیامک آقایی برگشتم  اصلا به ساز نیم نگاهی نکردم چه برسه به اینکه بخوام تمرین کنم  نمیدونم چرا !!! شاید فهمیدم هیچی بلد نیستم ... نا امید شدم   یا شاید بخاطر اینکه راه ذرازی رو در پیش دارم تا آقای آقائی برسم  همیشه تو ذهنم فکر میکردم که ایشون حرفه ای باشند ولی نه تا این حد که باعث تعجب همه ی اساتید موسیقی همدان بشه  خود من هیچ وقت فکر برگزاری همچین کنسرتی رو آن هم در همدان نمیکردم  حین کنسرت از پانصد نفر جمعیت اصلا صدایی نیاد ، همه ی چشم ها خیره به مضراب های استاد ، حرکت استاد  همین... خوشحال بودم اولین کنسرتی که رفتم مربوط بود به سنتور و تنبک،نه کنسرت هایی که که میشه با پلاس نود درصد تغییرش داد که حتی خود خواننده صدای خودش رو نشناسه و تماشاگر نفهمه واقعا چند تا ساز توی این کنسرت استفاده شده مخالف پاپ نیستم مخالف تقلب هاش هستم که به هیچ عنوان نمیشه این کارها رو توی موسیقی سنتی از جمله سنتور پیاده کرد.

درست ده دقیقه از شروع سنتورنوازی استاد گذشته بود که فهمیدم سازم رو و راهم رو درست انتخاب کردم و میتونم موفق باشم البته نه با این تلاش بی وقفه ای  که من الان دارم انجام  میدم به چند تا از دوستان گفتم . حیف شد از دست دادید به قول آقای اسدی این اتفاق  احتمال آن یک در یک میلیارد است که در همدان اتفاق بیفتد

اسم کنسرت بود :باز فرو ریخت عشق از در و دیوار من

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ساعت ۹:۱۵ ب.ظ توسط محمد جواد |